روزی که دنیا به آخر رسید

یکشنبه 23 اسفند 1388 نویسنده: نویسندگان |

روزی که دنیا به آخر رسید

درباره آخرالزمان ، انتهای جهان و به قولی پایان روزها یا همان End Of Days تا کنون فیلم های بی شماری ساخته شده که تولید این فیلم ها به خصوص پس از آغاز هزاره سوم روند شنابداری گرفت ، به طوری که برخی منتقدان و کارشناسان معتبر سینمایی بر این باورند که اساسا امروزه سینمای غرب و علی الخصوص سینمای هالیوود ، آرایش آخرالزمانی گرفته است. آثار متعددی همه ساله در این سینما ساخته و اکران می شوند که هر یک به نوعی به موضوع آخرالزمان پرداخته و زمینه ها و پیامدهای آن به ویژه از دیدگاه ایدئولوژیک صاحبان رسانه و کمپانی های سینمایی در آمریکا  ( که بنا برآمار رسمی موجود ، اکثریت آن متعلق به سرمایه داران یهود و البته یکی دو دهه است که اوانجلیست های آمریکا یعنی مسیحیان صهیونیست در آن نفوذ شگرفی پیدا کرده اند) به تصویر می کشد.

محور اصلی این نوع فیلم ها در یک عبارت ؛ نابودی عنقریب کره زمین و حیات برروی آن است که البته در هریک از این فیلم ها به روش و شیوه خاصی نشان داده می شود ؛ در یکی ویروسی خطرناک عامل نابودی است ( این ویروس را در اکثر فیلم های با مایه "زامبی " دیده ایم ) و در دیگری شخص یا اشخاصی شرور در صدد حاکمیت جهانی و سوق دادن دنیا به سوی اضمحلال و خرابی هستند( مثل "بتمن آغاز می کند" یا "ارباب حلقه ها" و یا "هری پاتر").

در برخی،فاجعه ای طبیعی در شرف وقوع است که کل زندگی بشر رابه خطر می اندارد (همچون "روز بعد از فردا" یا "10 ریشتر" و یا "برخورد عمیق")و در بعضی دیگر موجودی خبیث و وحشتناک دست به بلیعدن حرث و نسل آدم ها زده یا موجوداتی از فضا برای تسخیر کره زمین و نابودی انسان های آمده اند( مانند "ترانسفورمرز" یا " روزی که زمین از حرکت ایستاد" و یا "جنگ دنیاها" ) و در تعدادی از این گونه فیلم ها هم به طور مستقیم  و دقیق ، اعتقادات اوانجلیست ها ( که اینک قوی ترین باورهای جعلی آخرالزمانی را تبلیغ می کنند) روی پرده می آید( مثل " مگی دو" یا " بابل پس از میلاد" و یا "قصه های سرزمین جنوبی").

اما آنچه در تمامی آثار سینمایی موسوم به آخرالزمانی ، موتیف اصلی فرمول نجات در فیلمنامه را تشکیل می دهد ، شخصی است که اغلب با نام "انتخاب شده" یا "برگزیده" و یا "منجی" ( که معولا آدمهایی با موهای طلایی یا بور و چشم های آبی هستند  و مشخصه یک آدم خوش تیپ غربی را دارند) ، وارد ماجرا شده و در آخرین لحظات همه چیز و همه کس را از خطر نابودی و اضمحلال نجات می دهد.( جالب اینکه مثلا در فیلمی همچون "10000 سال قبل از میلاد"ساخته رولند امریش حتی به طور مشخص گفته می شود که شخص منجی ، مو طلایی و چشم آبی است!)

 

امثال نیو در "ماتریکس" یا  بتمن و هل بوی و همچنین رییس جمهوری آمریکا  در "مگی دو"  از این جمله اند و در بعضی فیلم ها نمایندگان دو تفکر آخرالزمانی از عهد عتیق و عهد جدید اوانجلیکی ، هر دو در نجات جهان شریک می شوند و البته معمولا منتسبین تفکر عهد عتیق به نمایندگان عهد جدید اوانجلیکی کمک و یاری می رسانند تا حاکمیت جهانی را بدست آورند

امثال نیو در "ماتریکس" یا  بتمن و هل بوی و همچنین رییس جمهوری آمریکا  در "مگی دو"  از این جمله اند و در بعضی فیلم ها نمایندگان دو تفکر آخرالزمانی از عهد عتیق و عهد جدید اوانجلیکی ، هر دو در نجات جهان شریک می شوند و البته معمولا منتسبین تفکر عهد عتیق به نمایندگان عهد جدید اوانجلیکی کمک و یاری می رسانند تا حاکمیت جهانی را بدست آورند .

( یعنی دقیقا براساس تفکر امروز صهیونیست های یهودی نسبت به مسیحیان صهیونیست) مثلا در "ارباب حلقه ها" این فرودو و گروهی موسوم به "الف" ها هستند که آراگورن را برای بدست آوردن حق پادشاهی اش یاری می رسانند یا در "نارنیا " ، پیتر و سوزان و ادموند و لوسی به شاهزاده کاسپین برای بدست آوردن حکومت از دست رفته اش یاری می رسانند. همچنین در جنگ های ستاره ای "شوالیه های جدای" و استادان آنها مانند یودا و اوبی وان کنوبی ، لوک اسکای واکر را در نابودی امپراطوری کمک می کنند. حامی هری پاتر  هم مجموعه محفل ققنوس از قبیل پرفسور لوپین و سایروس بلک و مانند آنها برای بدست آوردن قلمرو از دست رفته ، هستند و همان پرفسور دامبلدور است که هری در قسمت ششم یعنی شاهزاده دو رگه به خاطر می آورد در مورد نبرد آرماگدون با ولد مورت هشدار داده بود.

به هر حال در اغلب آثار یاد شده ، به نوعی سرانجام  همه چیز ، به خوبی و خوشی پایان می پذیرد و مخاطب و تماشاگر البته با ذهنیتی پر شده از جعلیات آرماگدونی ، خوشحال و راضی راهی خانه می شود. اما در فیلم " آگاه" چنین اتفاقی نمی افتد و اگرچه امید به آینده اروشن و پرامید در انتها باقی می ماند ولی آن امید ، دنیایی را نمایان می سازد که دیگر اکثریت مردم کره زمین (از جمله قهرمان داستان فیلم ) حضور ندارد و قبلا در فاجعه ای طبیعی نابود شده اند ! این پایان اگرچه یکی از غیرمنتظره ترین و تراژیک ترین پایان های فیلم های موسوم به آثار آخرالزمانی تا کنون به شمار می آید ولی در عین حال بخش دیگری از باورها و اعتقادات اوانجلیست ها یا مسیحیان صهیونیست را به تصویر می کشد که پیش از این در کادر دوربین سینما قرار نگرفته است.

داستان فیلم از سال 1959 و جشنی در یک مدرسه ابتدایی ایالت ماساچوست آمریکا به نام ویلیام داوس ، شروع می شود که براساس پیشنهاد یکی از دانش آموزان به نام لوسیندا امبری ( که شرایط روحی چندان مناسبی ندارد) ، قرار می شود ، هریک از دانش آموزان یک نقاشی از آرزوها و امیدهایش برای آینده بکشد. بعد از آن ، همه نقاشی ها را در محفظه ای به نام "کپسول زمان" قرار دهند و در زیرزمین دفن کنند تا اینکه 50 سال بعد و در سال 2009 برای بچه های دبستانی آن روز باز شود. هر یک از بچه ها ، یک  نقاشی می کشد به جز لوسیندا که پشت و روی کاغذی را از یک سری اعداد بی ربط و بدون معنا پر می سازد. او در همان روز دفن کردن "کپسول زمان" ، دچار تنش روحی شده ، مدتی ناپدید گشته و سپس در اتاقکی کوچک در حال خراشیدن در و دیوار و کندن اعداد و حروف نامشخصی پیدا می شود.

کاغذ و اعداد نامفهوم لوسیندا امبری ، 50 سال بعد و در سال 2009 نصیب پسر بچه ای به نام کیلب کاستلر که در همان مدرسه درس می خواند ، می شود. او که مادرش را سال قبل در حادثه آتش سوزی از دست داده با پدرش به نام جان ، یک استاد علوم فیزیک که در کار تحقیقات نجوم هم فعال است ، زندگی می کند.

جان که پسر یک کشیش اوانجلیست است ، پس از فوت همسرش ، تقریبا اعتقادات خود را از دست داده و حتی ترک پدر و مادرش را کرده است. اما برخورد تصادفی او با اعداد نامربوط لوسیندا ، پایش را به ماجراهایی عجیب و غریب می کشاند. او متوجه می شود که اعداد کاغذ لوسیندا ، چندان هم بی ربط نبوده و در کنار هم بازگوی  تاریخ حوادث تلخی هستند که در هریک ،  گروه زیادی از انسان ها جان باخته اند و آن اعداد علاوه بر تاریخ مورد نظر به ترتیب تعداد کشته شدگان و مختصات جغرافیایی مکان حادثه را نیز نشان می دهد.

 

نکته مهم تر این است که لوسیندا در زمانی این اعداد را برروی کاغذ نوشته که هیچیک از آنها رخ نداده بودند . یعنی در واقع لوسیندا امبری تمامی آن وقایع (که اولینش حادثه 11 سپتامبر 2001 و انهدام برج های دوقلوی نیویورکی است) را پیش بینی کرده بوده. اما در آن کاغذ ، هنوز 3 تاریخ دیگر باقی است که اتفاق نیافتاده ؛ یکی از آنها فردای روزی که جان کاغذ را بدست می آورد طی چند حادثه هوایی رخ می دهد و دیگری چند روز بعد در ایستگاه متروی مانهاتان نیویورک در اثر خارج شدن قطاری از ریل به کشته و مجروح شدن ، صدها نفر می انجامد.

 اما سومین حادثه هنوز بر روی کاغذ باقی مانده که در وهله نخست ، جان فکر می کند ، 33 نفر در آن حادثه جان می بازند ولی پس از اطلاع از مرگ مشکوک لوسیندا که سالها قبل روی داده و آشنایی با دخترش به نام دایانا و همچنین دختر کوچک دایانا(ابی) که هم سن و سال پسرش است ، کم کم متوجه می شود ، عدد 33 در روی کاغذ لوسیندا در واقع برگردان EE مخفف کلمه Everyone Else به معنی همه افراد دیگر بوده است ( که این معنی را در کانکس متروکه لوسیندا و در زیر تختخواب وی پیدا می کند). یعنی در واقع در آخرین حادثه ، قرار است همه افراد کره زمین نابود شوند که جان به دلیل تحقیقات قبلی اش متوجه می شود عنقریب اشعه خاصی از تابش خورشیدی ، لایه اوزون اتمسفر زمین را از بین برده و همه چیز را در روی کره خاکی به آتش می کشد. تنها راه نجات ،  رفتن به اعماق زمین است که آنهم روش قابل اعتمادی نیست ، چراکه اشعه مذکور تا عمق یک مایلی زمین نیز ، همه موجودات زنده را از بین می برد.

در همین بین ، کیلب و ابی که به خاطر آشنایی پدر و مادرشان ، با یکدیگر صمیمی شده اند با موجودات عجیب و غریبی مواجه می شوند که در گوش آنها زمزمه مداومی دارند به این معنا که همراه آنها به مکان امنی بروند. این زمزمه ها و صداها به آواهایی که لوسیندا می شنیده و به دخترش دایانا می گفته بسیار شبیه است.

فیلمنامه "آگاه" را جولیت اسنودن ، استایلز وایت و رین دوگلاس پیرسن براساس داستانی از خود دوگلاس پیرسن نوشته اند که پیش از این تنها قصه فیلم "مرکوری برمی آید" را به رشته تحریر درآورده بود. در کارنامه جولیت اسنودن و استایلز وایت نیز تنها مورد قابل توجه ، همکاری در نوشتن فیلمنامه "بوگی من " یا "لولوخورخوره" بوده که یک فیلم متوسط در ژانر هراس محسوب شده. اما اینکه اصلا قصه و فیلمنامه "آگاه" به ریچارد کلی تعلق داشته ( که پیش از این دو فیلم آخرالزمانی از نوع  اوانجلیستی به نام های "دانی دارکو" و "قصه های سرزمین جنوبی" را نوشته و کارگردانی کرده) این سوال را برای علاقمند پی گیر سینما جواب می دهد که چگونه نوشتن فیلمنامه چنین پیچیده و مهمی (برای صاحبان فکری اثر) برعهده چنان فیلمنامه نویسان بی تجربه و ساخت آن به کارگردانی همچون الکس پرایس سپرده شده که تنها فیلم قابل اعتنایش ، "من ، ربات" در سال 2004 بوده است.

به هرحال فیلمنامه "آگاه" از ساختار جذاب و کلاسیکی برخوردار است و می تواند به دلیل درونمایه معمایی و ماورایی خود ،  مخاطب را برای پیدا کردن پاسخ سوالاتش تا آخرین فریم های فیلم نگه دارد و البته کلیشه ای ترین صحنه ها را به او نشان دهد. به نظرم این هنر کمی نیست و دقیقا از یک فیلمنامه استاندارد برمی آید که بتواند مخاطبش را با عناصر و عوامل تکراری و نخ نما شده برروی صندلی سینما نگه دارد. اگرچه شاید بارها و بارها شاهد داستان هایی از این دست بوده که یک بچه  به اعمال خارق العاده ای دست زده( سری طالع نحس که از خاطرتان نرفته) یا پدر و فرزندی که در کارهای علمی و حتی نجوم دست به اکتشافات خاصی می زنند ، درگیر ماجرایی ماورایی می شوند ( از دم دست ترین آنها می توان به "تماس " رابرت زمه کیس  یا بعد از آن فیلمی به نام "فرکانس" اشاره کرد) سپس به کشف راز و رمز پرداخته و در این کشف و شاید شهود با یک زن و دختر دیگر ( که به صورتی به ماجرا مربوط می شوند) همراه می گردند ( در آثاری مانند "جنگ دنیاها" و "روزی که زمین از حرکت ایستاد" مشابه چنین حلقاتی دیده می شود) البته گاهی اوقات هم این گروه به یک مرد و زن ماجراجو یا دانشمند محدود می شوند همچون "رمز داوینچی" یا " فرشتگان و شیاطین" که همین روزها برپرده سینماها رفته است  و الی آخر...

اما آنچه می تواند در این دسته فیلمنامه ها ، تماشاگر را علیرغم کلیشه ها و تکرارها درگیر کند ، بهره جستن از عناصری است که برای او ملموس بوده و با آنها در زندگی روزمره اش تماس داشته است. مثلا اینکه همواره زامبی ها را در نقاط و مکان هایی دوردست یا با مختصات ویژه نشان دهند ، اگرچه می تواند مخاطبش را بترساند اما به طور معمول تاثیر روحی خاصی بر وی ندارد، چون دور افتادگی یا نامحتمل بودن مکان اتفاق درون فیلم ، ذهنیت او را آسوده می سازد ولی وقتی فی المثل در قسمت دوم فیلم "شیاطین" ساخته لامبرتو  باوا در سال 1987، زامبی ها پس از زنده شدن ، از طریق صفحه تلویزیون ، وارد محل سکونت مردم می شوند ، آنگاه با چنین تمهیدی ، تاثیر فیلم در ایجاد هراس برای مخاطب چند برابر می گردد.

در فیلم "آگاه" نیز دو صحنه برخورد هواپیما با زمین در بزرگراه و سوختن مسافران آن و همچنین از خط خارج شدن قطار مترو و ویران کردن ایستگاه مانهاتان ، (علیرغم جلوه های ویژه نه چندان قوی) می تواند تاثیر بیشتری برمخاطب در پذیرفتن نزدیکی حوادث فاجعه آمیز داشته باشد که مقصود اصلی سازندگان فیلم به نظر می آید.

اما کشف راز و رمز پیش گویی یا پی بردن به گنج یا حادثه ای از روی اعداد و حروف هم که بارها و بارها در فیلم های مختلف رویت شده که همین "رمز داوینچی"یا "اسرار حروف" و یا "گنجینه ملی" (که از قضا در آن هم نیکلاس کیج به رمز گشایی مشغول می شد!) از همین گروه محسوب می شوند. ضمن اینکه از همان لحظه نخست که لوسیندا مشغول نوشتن آن سلسله بی معنای اعداد می شود ، اظهر من الشمس است که این اعداد یک ربط و وصلی به یکدیگر دارند. نحوه رسیدن کاغذ لوسیندا به کیلب و جان کاستلر هم بسیار پیش پا افتاده روایت می شود ، اگرچه قاعدتا و بنا به اعتقاد سازندگان فیلم ، کیلب ، یک برگزیده بوده و طبعا بایستی در دبستان داوس قرار می گرفته و باید آن زمزمه های عجیب و غریب را هم می شنیده است.

به یک نوعی هم ، کیلب ، شبیه پسر جیلیان گیلر در فیلم "برخورد نزدیک از نوع سوم" (استیون اسپیلبرگ) است که از همان اوایل فیلم عاشق آدم فضایی ها بوده  و همراه آنها می رود. از قضا در آن فیلم هم یک مرد به نام روی نیری ( با بازی ریچارد درایفوس) و همین خانم جیلیان گیلر با آن سفینه غول پیکر و موجودات بیگانه ارتباط گرفته و قبل از همه آنها را احساس می کنند.

 

ولی علیرغم همه این کلیشه ها و تکرارها ، فیلم "آغاز" از نوآوری هایی برخوردار است که می تواند باعث جذابیتش شود. از جمله رویه ای که فیلم در سکانس های انتهایی خود باز می یابد. در واقع تا زمانی که جان کاستلر بالاخره با سماجت دری را که لوسیندای 9 ساله با ناخن هایش بررویش کنده کاری کرده بوده  و احتمالا آدرس مکان امن گریز از فاجعه آخرالزمانی را داده بوده ، پیدا کرده و محل نقطه امن را کشف می کند ( که گویا همان کانکس متروکه لوسیندا است) مخاطب همچنان براین تصور است که همه چیز آنچنان که وی پیش بینی کرده بوده ، به انتها می رسد یعنی همه آن فاجعه اقلیمی نمی تواند گزندی به قهرمانان داستان ما برساند و آنها در همان مکان امن زنده می مانند . ولی از صحنه فوق به بعد به تدریج ، پیش بینی های مخاطب در فیلم به وقوع نمی پیوندد.

 دایانا با اتومبیلش ، کیلب و ابی را می برد و جان را قال می گذارد. در مرحله بعد همان موجودات عجیب و غریب ، بچه ها را همراه خود برده و حالا دایانا را جا می گذارند. دایانا در تعقیب آنها دچار سانحه شده و در میان ناباوری تماشاگر فیلم ، می میرد. بالاخره جان به بچه ها می رسد و آنها از مکان امنی که آن موجودات می خواهند ببرندشان  ، برای جان تعریف می کنند (بازهم در اینجا تماشاگر پیشگو می تواند قانع شود ، چون بالاخره قهرمان داستان ما ، یعنی جان کاستلر همراه بچه ها نجات خواهد یافت و شاید هم مانند آنچه در فیلم "روزی که زمین از حرکت ایستاد" یک واسطه ای پیدا کند تا شفاعت کرده و آن موجودات را از شر نابودی کره زمین ، منصرف سازند! اما به قول معروف زهی خیال باطل برای مخاطبان کلیشه ای که در اینجا نه تنها آن موجودات ( که دیگر معلوم می شود اصلا فضایی، به معنی ساکنان کرات دیگر  نبوده  و از جهان باقی آمده اند) از خیر بردن بچه ها نمی گذرند بلکه حتی اجازه نمی دهند که جان هم با آنان همراه شود و حتی خواهش وی را با بی اعتنایی رد می کنند!!

شاید تا اینجا هم هنوز برای تماشاگر حرفه ای امیدی باقی باشد که فیلم با پایانی کلیشه ای تمام شود ،  یعنی سرانجام ، جان ، کره زمین را نجات داده و در انتظار بازگشت بچه ها بماند. اتفاقا وقتی پس از رفتن بچه ها و دور شدن آن شیء غول پیکر سفینه مانند ، جان بیهوش شده و سپس با بارش قطرات باران به هوش می آید ،  یک لحظه همان بیننده پی گیر ، فکر می کند که خب ، بالاخره تمام شد و کره زمین نجات یافت اما هنگامی که جان به شهر می رسد ، آن را در یک تلاطم آپوکالیپسی به سبک و سیاق صحنه های ذهنی فیلم "ایثار" (آندری تارکوفسکی) مشاهده می کند که همه آدم ها وحشت زده در حال گریز هستند ، فقط پدر و مادر جان به دلیل اعتقادات و باورهای آخرالزمانی شان ، سرنوشت را پذیرفته اند و در آغوش یکدیگر همه سوزی پایانی را قبول می کنند. آخرین جمله پدر جان هم خطاب به وی جالب است و می تواند نشانه ای دیگر بر ایدئولوژیک بودن فیلم "آگاه " باشد . پدر می گوید : "این پایان نیست ، جانی " و جان با آرامش پاسخ می دهد :"می دانم".

در یکی از تراژیک ترین صحنه های آخرالزمانی تاریخ سینما ، زمین نابود می شود و در آتش می سوزد در حالی که گروهی از انسان ها از جمله کیلب و ابی به آسمان و مکانی بهشت گونه رفته اند تا به قول خودشان در زمانی دیگر بازگردند و از نو شروع کنند. ( حتی در قسمت سوم "ترمیناتور" با عنوان "برآمدن ماشین ها" که نام دیگرش "جنگ آرماگدون" است ، زمین دچار همه سوزی می شود ، اولا تماشاگر این نابودی را مشاهده نمی کند و ثانیا جان کانرز و دوست دخترش ، در همین کره زمین باقی می مانند تا دوران جدید را شروع کنند).

این بخش از فیلم "آگاه" که در آثار پیشین اوانجلیستی چندان مورد روایت قرار نگرفته بود ، در باورهای این فرقه صهیونیستی به "عروج مسیحیان نو تولد یافته" معروف است و آن دسته قلیل از مسیحیان و یهودیان را شامل می شود که با اعتقاد به آرماگدون ، جنگ آخرالزمان و برپایی اسراییل ، منتظر بازگشت حضرت مسیح شوند و در این مسیر گویا با سربرآوردن دجال یا آنی کرایست  به آسمان می روند ، در حالی که  زمین در آتش ضد مسیح می سوزد و سپس ( پس از گذشت 7 سال) حضرت مسیح و آن نوتولد یافته ها به زمین بازخواهند گشت ،  طی نبردی خونین به نام  آرماگدون همه دشمنانشان را از بین برده و هزار سال حاکمیت برکره زمین را آغاز خواهند نمود.

در فیلم "آگاه" در واقع کیلب و ابی به نوعی همان "مسیحیان نوتولد یافته" هستند که در میان همه سوزی کره زمین به آسمان رفته و در مکانی بهشت گونه ، سکنی گزیده و خود می گویند که باز خواهند گشت تا همه چیز را از نو شروع کنند.  

جری فالول از رهبران اوانجلیست در کتابش می نویسد که مطابق اعتقادات اوانجلیست ها در آخرالزمان ، یهودیان از سراسر جهان باید به سرزمین فلسطین مهاجرت نمایند و هم زمان با ظاهر شدن دجّال (آنتی کرایست)، 144000 نفر از یهودیان به مسیح اعتقاد پیدا خواهند نمود و همراه «مسیحیان دوباره تولّد یافته» و مسیح به بهشت خواهند رفت و آن گاه تمامى یهودیان باقیمانده جهان به دست دجّال کشته خواهند شد. هفت سال بعد از ظاهر شدن دجّال، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولّد یافته به زمین فرود خواهند آمد و دجّال را در محل فلسطین ، در جنگ نهایى مقدس (آرمگدون) شکست خواهند داد و مسیح پس از آن براى مدت هزار سال حکومت جهانى را به پایتختى بیت المقدس رهبرى خواهد کرد.

هال لیندسی از دیگر رهبران اوانجلیست در کتاب معروف خود به نام "زمین ، سیاره بزرگ مرحوم" می نویسد :"...نسلی که از 1948( یعنی از زمان تشکیل دولت اسراییل)  به این سو به دنیا آمده است ، شاهد عینی دومین ظهور مسیح خواهد بود. اما پیش از آن رویداد ، ما باید هم جنگ یاجوج و ماجوج را ببینیم و هم نبرد هارمجدون (یا آرماگدون) . کشتار همه سوزی بدین گونه آغاز خواهد شد..."

پت رابرتسون که مانند سایر اوانجلیست ها طرفدار سرسخت اسرائیل و صهیونیسم است و مطابق اعتقادات جدید پروتستانها درباره «عملى نمودن خواسته هاى مسیح» و «تحقق پیشگوییهاى انجیل"،تأیید همه جانبه از دولت اسراییل را یک وظیفه دینى براى خود مى داند. رابرتسون مانند دیگر اوانجلیست ها به طور گسترده چنین تبلیغ مى کرد که مسیح تا سال 2007حتما ظهور خواهد نمود و کتابى را با عنوان پایان عصر تألیف نمود و در آن تأکید کرد که جنگ نهایى مقدس (آرماگدون) بعد از سال 2000 و قبل از سال 2007 آغاز شده، در این جنگ سراسر جهان نابود خواهد شد و فقط اوانجلیست ها که خود را «مسیحیان دوباره تولّد یافته» معرفى مى کنند نجات خواهند یافت.

 

اوانجلیست هاى متعصّب در آمریکا حدود 100 میلیون پیرو دارند و در هر دو حزب بزرگ آمریکا یعنى جمهوریخواه و دموکرات صاحب نفوذ هستند( در مراسم تحلیف اوباما همه دنیا مشاهده گرد که برخلاف انتظار یک کشیش اوانجلیست به نام وارن ، قسم نامه رییس جمهور جدید ایالات متحده را قرائت کرد!!) و همراه صهیونیستهاى یهودى، دولت ایالات متحده آمریکا را کاملاً در اختیار گرفته اند. در ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهاى پروتستان 1500 فرقه مسیحى اوانجلیست ،  براى جنگ آرماگدون، تبلیغات گسترده انجام مى دهند و براى تسریع در ظهور مسیح کوشش مى کنند وضعیتى را پیش آورند که سراسر جهان نابود شود، چرا که مطابق اعتقادات آنها مسیح ، فقط بعد از نابودى کامل جهان ظهور خواهد نمود. نویسندگان غربى این اعتقادات را به عنوان «تروریسم مقدس» معرفى مى کنند! 

در انتخابات قبلی ریاست جمهورى آمریکا، لابى صهیونیسم بین الملل جورج دبلیو بوش کاندیداى حزب جمهوریخواه را که یک اوانجلیست جنگ طلب و طرفدار متعصب صهیونیسم است با رأى دیوان عالى آمریکا به قدرت رساند و در انتخابات اخیر همان لابی با فعالیت صهیونیست های شناخته شده ای چون رهم امانوئل و دیوید اکسلراد ، باراک اوباما را به کرسی ریاست جمهوری ایالات متحده نشاندند. به دنبال چنین حمایتی بود که  اصول سیاست خارجى آمریکا بر «حمله پیشگیرانه» علیه کشورهایى که مخالف سیاستهاى آمریکا هستند ، استوار شد.(دقیقا مطابق با اندیشه های اوانجلیستی) و  بعد از به وجود آوردن حادثه 11 سپتامبر 2001، دولت آمریکا جنگ علیه اسلام و مسلمانان جهان را به بهانه جنگ علیه تروریسم آغاز کرد. اکثر دولتمردان آمریکا که از اوانجلیست هاى جنگ طلب هستند با هدف عملى نمودن خواسته هاى مسیح و پیشگوییهاى انجیل در آغاز هزاره سوم میلادى و به بهانه جنگ علیه تروریسم، جنگ صلیبى را علیه اسلام آغاز کرده و در خف و جلسات مخفی شان ( که بعضا اسناد مذاکرات آن  افشاء شده است) اعلام نموده اند که این جنگ تا سلطه مطلق بر جهان اسلام ادامه خواهد یافت.

براساس کتاب های  لیندسی و همچنین مبانی  عقاید پیروان بنیادگرایی انجیلی که باورها و تفکرات امروزه یک سوم آمریکاییان و از جمله گروههای حاکم برآمریکا را دربرمی گیرد : "...همه شهرهای جهان در جنگ هسته ای آخرالزمان ویران خواهند شد ، تصورش را بکنید ...مسیح زمین را ویران خواهد کرد و مردمانش را خواهد سوزاند. هنگامی که جنگ بزرگ آخرالزمان به چنان نقطه اوجی رسید که تقریبا تمام آدمیان کشته شدند ، عظیم ترین لحظه فرا می رسد و مسیح با نجات دادن مومنان باقیمانده ، نوع بشر را از نابودی کامل نجات خواهد داد...."

 امروز از زبان هال لیندسی از رهبران صهیونیست های انجیلی آمریکا در کتاب "نبرد نهایی" به صراحت درباره ضرورت وقوع جنگ آرماگدون می شنویم و سخن از بمباران اتمی ایران و سایر کشورهای مسلمان منطقه. امروز صراحتا در فیلم هایی مانند "رمز داوینچی" گفته می شود که تغییر هزاره و رفتن از برج حوت به برج حمل ، زمان افشای راز خانقاه صهیون در پیشواز از مسیح دوم بوده است.

امروز دهها کانال تلویزیونی و ماهواره ای وابسته به اوانجلیست ها تبلیغ نبرد آرماگدون را سرلوحه خود قرار داده اند و بیش از نیمی از آثاری که از کارخانه هالیوود بیرون می آید ، فیلم هایی درباره آخرالزمان و آرماگدون و ظهور مسیح بن داوود و جنگ با ضد مسیح و وحشت و تاریکی که از این بابت دنیا را فراخواهد گرفت و دو سوم مردم کره ارض از میان خواهند رفت و جهان به ویرانه ای بدل خواهد گردید تا مسیح موعود این حضرات نزول اجلال بفرمایند

اما همه این نیروهای اهریمنی ، تاکنون به فضل الهی  در مقابل اتحاد و انسجام ملت ایران و امت اسلام ، در مانده اند. چراکه سررشته همه این ایستادگی و مقاومت ، آنچنانکه وعده الهی  است به ظهور حضرت حجت بن الحسن عسکری (عج)خواهد انجامید. ظهوری که همچون بعثت پیامبر گرامی اسلام (ص) برای جهانیان با رحمت و برکت همراه خواهد بود نه با خونریزی و وحشت . آن منجی خواهد آمد در حالی که در کنارش حضرت عیسی مسیح (ع) نیز حضور دارد و آنگاه جهان پر از عدل و نیکی خواهد شد ، انشاالله

سعید مستغاثی

 

مطالب مرتبط:

فیلم پیشگویی Knowing

روزی که دنیا به آخر رسید

بازهم حل مسائل با جنم امركایی!!!

دانلود تریلر فیلم پیشگویی Knowing

آلبوم تصاویر فیلم پیشگویی

 

 

تنظیم برای تبیان : مسعود عجمی

   


بازهم حل مسائل با جنم امركايي!!!

یکشنبه 23 اسفند 1388 نویسنده: نویسندگان |

بازهم حل مسائل با جنم امریكایی!!!

بنظر میرسد دوره دیدن نیكلاس كیج دیگر به سر امده است .باز به غیرت جان تراولتا كه خودش حساب كار دستش آمد و خود را بازنشسته كرد.باز هم با فیلمی روبرو هستیم كه میخواهد بار قهرمان پروری ملت آمریكا را احیاء كند.پیام همه این جور فیلمها یك جور است:هرچقدر شما جهان سومی ها و مسلمانها به دنبال اعمال تروریستی و بمب گذاری و ... هستید ما امریكایی ها به دنبال برقراری صلح و صفا و آرامش برای كل دنیاییم.همانطور كه در ابتدا گفتیم دیگر نیكلاس كیج در پایان عمر حرفه ایی خود قرار گرفته و صرفا برای اینكه فراموش نشود دست به هركاری میزند نمونه اش بازی در خیل عظیم فیلمهای شكست خورده این چندین ساله است..

داستان فیلم در مورد گروهی است از دانش آموزان دبیرستانی که در یک مراسم که در دبیرستان برگزار شده است صندوقی را از وسایل آرزو ها و هر چیزی که به ذهنشان میرسد پر میکنند و آن را به عنوان یادگاری قصد دارند در زمین دفن کنند اما در اخرین لحظه دخترکی ناشناس چند برگه در صندوق قرار میدهد. اکنون پس از گذشت سال ها آن صندوق را از زمین بیرون می آورند تا خاطره ها را زنده کنند اما برگه های که دخترک در صندوق قرار داده است رمزهایی هستند که همگی خبر از اتفاقاتی میدهند که به زودی به وقوع می پیودد و این بار باز هم نیکلاس کیج برای نجات زمین دست به کار می شود..

بازهم حل مسائل و رفع گرفتاری هایی كه فقط با جنم امركایی جماعت راه میافتد.اگر میشد آن دانش آموز لعنتی كه این برگه های لعنتی تر را درون صندوق قرارداد را با تروریست جهانی ربط داد كه دیگر نورالانور میشد. ولی متاسفانه از دست نویسنده وكارگردان قصر در رفت.البته در اینجا اشاره به این نكته هم خالی از لطف نیست كه این قیبل فیلمها در بین ما تماشا كنندگان ایرانی بسیار طرفدار دارد. من دوستانی دارم كه طرفدار پروپاقرص فیلمهایی از فبیل آینده ،روح سوار،گنجینه ملی،بانكوك خطرناك و... هستند كه همگی بابازی كیج همراه است.اما همگی متفق القول هستند كه ایكاش این فیلمها بازی شخص دیگری بود.

من خودم هم همه این فیلمها را دیده ام و بسیار علاقه مند به موضوع تعویض بازیگر.نیكلاس كیج فیلمهایی ازقبیل تغییرچهره،شهرفرشتگان،8میلی متری،چشمان مار،ترك لاس وگاس كجا و این قبیل فیلمها كجا.كارگردان فیلم الكس پرویا بعد از همكاری برسرفیلم آینده بازهم با كیج و كمپانی سازنده همكاری مجدد نموده است.

مطابق معمول این فیلمها نمایش فیلم درجه بالاتر از 13سال میباشد.اگر بخواهیم از بار فنی این قبیل فیلمها بگوییم فقط به جلوه های ویژه آن میتوان اشاره كرد .حربه ای كه پوششی است بر تمامی ضعف های فیلم

فیلم بزگترین نقطه ی قوتش در افکت ها و جلوه های ویژه ی آن است و بزرگترین اشکالش نیز در دو چیز یکی تکراری بودن ادستان و یکی هم خود نیکلاس کیج. تمامی اتفاقات فیلم را قبل از وقع تماشاگر به راحتی حدس میزند و هیچ چیز او را غافلگیر نمیکند .

داستان کاملا آشفته است و مرتب در حال پرش از نقطه ای به نقطه ی دیگر و هر جا که به بن بست میرسد مرتبا قهرمان فیلم با کشف یک رمز راه را باز میکند.

بازی ها نیز کاملا ابتدایی است و همه چیز را به عهده ی کیج گذاشته اند که او هم به ساده ترین شکل ممکن آن را انجام میدهد. در مجموع این فیلم یک شکست دیگر برای کیج به حساب خواهد آمد و اگر تغییر در رویه ی خود ندهد دیگر به سختی فیلمی را خواهیم دید که او در آن بازی کند.

در مجموع فیلم ارزش یکبار دیدن را ندارد و توصیه ای هم برای دیدن آن نمیکنم .

نویسنده: م.ر .حسینی

 

 

مطالب مرتبط:

فیلم پشگویی Knowing

دانلود تریلر فیلم پیشگویی Knowing

آلبوم تصاویر فیلم پیشگویی

روزی که دنیا به آخر رسید

بازهم حل مسائل با جنم امركایی!!!

 

 

 

تنظیم برای تبیان : مسعود عجمی

   


برای ازدواج گواهی نامه بگیرید

سه شنبه 18 اسفند 1388 نویسنده: نویسندگان |

گواهینامه تخصصی «ازدواج» برای خواستگاری ارائه می‌شود.

رئیس سازمان جوانان استان تهران از صدور گواهینامه تخصصی «ازدواج» برای خواستگاری خبر داد.

محسن زنگنه با اشاره به افتتاح سامانه الكترونیك ازدواج با عنوان «ساج» در هفته آینده گفت: با راه‌اندازی سامانه الكترونیكی ازدواج، به جوانانی كه این دوره‌ها را با موفقیت طی كنند، گواهینامه تخصصی «ازدواج» اعطا‌ می‌شود.

وی متذكر شد: به دنبال این هستیم كه تا 2 سال آینده اگر پسری به خواستگاری دختری رفت، دخترخانم «به شرطی» جواب بدهد كه خواستگار این دوره‌ها را گذرانده باشد.

وی با بیان این‌كه این گواهینامه به این‌ معناست كه جوانان الفبای زندگی را می‌دانند و درك متقابل از یكدیگر دارند، اظهار داشت: با توجه به برگزاری جشنواره مطلع عشق و فعالان ازدواج در آذر سال گذشته براساس پیشنهاد تعدادی از اساتید به رئیس‌جمهور مبنی بر اینكه در حوزه ازدواج جوانان نیاز به آموزش وجود دارد‌ و با توجه به اینكه طلاق‌هایی كه صورت می‌گیرد و سازمانی نیز متولی امر ازدواج نیست، این نیاز دیده شد.

زنگنه در ادامه افزود: جوانان با اطلاعات بسیار اندك ازدواج می‌كنند و آموزش‌های لازم را نمی‌بینند بنابراین رئیس‌جمهور پیشنهاد داد كه همه دستگاه‌ها و سازمان ملی جوانان متولی این امر شوند؛ به این ترتیب جرقه این كار زده شد.

وی با اشاره به اینكه 40 نفر از اساتید برجسته كشور در حوزه مشاوره به عنوان اعضای هیئت علمی این سامانه انتخاب شده‌اند، گفت: 5/24 میلیون جوان در كشور وجود دارد كه حدود 13 میلیون جوان در سن ازدواج در كشور وجود دارد و با این حجم جمعیتی ناگزیر شدیم تا از طریق آموزش‌های از راه دور برنامه‌هایی را آغاز كنیم.

زنگنه تصریح كرد: از این تعداد همه می‌توانند در این سامانه كه شبیه دانشگاه مجازی اقدام می‌كند، ثبت‌نام كنند.

وی همچنین تصریح كرد: این سامانه آموزشی دارای سه دوره مختلف آموزشی قبل از ازدواج، مهارت‌های حین ازدواج و پس از ازدواج را شامل می‌شود.

زنگنه با اشاره به اینكه درصد طلاق‌هایی كه در دو سال اول زندگی صورت می‌گیرد قابل ملاحظه هستند، تصریح كرد: این دوره‌ها می‌تواند بسیار كارساز باشد و محدودیتی برای شركت افراد در این دوره‌ها وجود ندارد.

وی همچنین اظهار داشت: در پایان هر هفته آزمونی از متقاضیان گرفته می‌شود و سپس پس از پایان دوره كه حدود 3 ماه است، كسانی كه موفق شوند گواهینامه معتبر دریافت می‌كنند.

رئیس سازمان جوانان استان تهران تأكید كرد: به دنبال مدرك‌گرایی نیستیم با توجه به اینكه در حال حاضر رشته‌های در زمینه خانواده در قالب دوره‌های پودمانی ارائه می‌شود و افراد بعضاً ‌به دنبال كسب مدرك هستند.

وی ادامه داد: با ارائه این دوره‌ها به دنبال افزایش سطح اطلاعات جوانان در زمینه ازدواج هستیم.

 

منبع خبر : فارس

 

   


ویتامین E ضد موخوره

چهارشنبه 12 اسفند 1388 نویسنده: نویسندگان |

ویتامین E ضد موخوره

از فواید ویتامین E زیاد شنیده‌ایم. پایگاه اینترنتی نچرال‌ نیوز در گزارش خود، منتشره در 29 ژانویه (9 بهمن)، به فواید این ویتامین پرداخته است.

در این گزارش که با عنوان " ویتامین E مو را رشد می ‌دهد " چاپ شده، از این ویتامین به عنوان یک ماده‌‌ مغذی حیاتی یاد کرده که قوی ‌ترین اثر آن جلوگیری از گسترش بیماری قلبی است.

 

ویتامین E تأثیرات مثبت دیگری نیز دارد و هم به صورت خوراکی و هم به صورت  موضعی قابل مصرف است.

 

ویتامین E نه تنها موجب تقویت رشد مو می شود بلکه می ‌توان از آن برای جلوگیری از ریزش مو استفاده کرد. مکانیزم دقیق این تأثیرگذاری هنوز شناخته نشده اما این فرض وجود دارد که ویتامین E با همان مکانیزمی که موجب حفاظت در برابر بیماری ‌های قلبی می‌ شود می تواند جلوی ریزش مو را بگیرد. یعنی تصور می ‌شود که این ویتامین با افزایش دریافت اکسیژن و جریان خون مویرگ‌ ها، جریان خون جمجمه را نیز بهبود بخشیده و از ریزش مو جلوگیری ‌می‌ کند.

 

ویتامین E برای رشد مو و علیه موخوره

ویتامین E موجب افزایش جریان خون شده و می ‌تواند به رشد مو کمک کند. این مکمل غذایی همچنین از دو شاخه شدن انتهای مو که در اصطلاح به آن موخوره گفته می ‌شود جلوگیری می‌ کند. از ویتامین E می‌ توان علیه خشکی و همچنین برای ترمیم موهای آسیب ‌دیده بر اثر استفاده‌ بیش از حد از سشوار استفاده کرد.

 

ویتامین E در مبارزه با خشکی مو

از ویتامین E می ‌توان به عنوان فرم ‌دهنده‌ مو  برای موهای خشک و صدمه ‌دیده استفاده کرد. مصرف روزانه‌‌ مقدار کمی از این ویتامین می‌ تواند خشکی مو را برطرف کرده و موهای آسیب‌ دیده‌ را ترمیم کند.

 

برای دست ‌یابی به نتایج بهتر توصیه می ‌شود که ویتامین E را به رژیم غذایی روزانه‌ تان اضافه کنید.

 

استعمال خارجی در خشکی بیش از حد

اما در مورد کسانی که از خشکی بیش از حد مو و پوست سر رنج می ‌برند توصیه می ‌شود که پس از شستشوی مو با شامپو، مقداری از ویتامین E را به موهای شان بمالند. استعمال خارجی به بهبود آسیب‌های مو کمک می‌ کند، اما برای درمان و مبارزه‌ بنیادین با خشکی مو استعمال داخلی ضروری است.

چگونه ماسک شفابخش ویتامین E درست کنیم؟

برای ساختن ماسک شفابخش ویتامین E ابتدا کپسول‌های این ویتامین‌ را تهیه کنید. این کپسول‌ها را می ‌توان از داروخانه‌ ها تهیه کرد. سپس با یک قیچی کوچک سر تعدادی از این کپسول‌ ها را بریده و ماده‌ خارج شده از آن را به موی سرتان بمالید. تعداد کپسول ‌ها بستگی به بلندی یا  کوتاهی موی سر شما دارد. سعی کنید انتهای موها به طور کامل پوشیده شده و چرب شود. بعد از گذشتن دست کم یک ساعت موهای تان را با شامپو بشویید. پس از شستشو خواهید دید که موهایتان از نرمی و شفافیت بیشتری برخوردار شده و انعطاف ‌پذیرتر می ‌شود.

در مصرف ویتامین E زیاده ‌روی نکنید!

توصیه می ‌شود که روزانه از IU 400 ویتامین E استفاده کنید. IU مخفف International Units یا واحد بین‌المللی است که برای ویتامین‌ ها به کار می ‌رود.

 

استفاده‌ بیش ازIU 1000 ویتامین E در روز ممکن است تأثیراتی سمی به بار بیاورد و مصرف بیش از IU 10000 از این ویتامین در روز ممکن است موجب ریزش مو شود. اما دیده شده زمانی که مصرف ویتامین E پایین می ‌آید مو دوباره شروع به رشد می‌ کند.

 

ویتامین E یک ویتامین محلول در چربی است که به طور طبیعی در روغن ‌های گیاهی، برگ ‌های تیره‌ سبزی ‌ها، جگر، تخم مرغ و انواع آجیل و دانه‌ های خوراکی دیده می‌ شود.

می‌ توان با اضافه کردن این مواد به برنامه‌ روزانه‌ غذایی از فواید ویتامین E نیز بهره‌مند شد.

دویچه وله

همشهری آنلاین

اگر می خواهید با پزشکان سایت درباره پوست و مو مشورت کنید، اینجا را کلیک کنید.

برای شرکت در بحث های انجمن سایت مرتبط با بهداشت و سلامت، اینجا را کلیک کنید. 

*مطالب مرتبط:

عوارض مصرف زیاد ویتامین های E،B وC

ویتامین E، آنتی اکسیدانی مهم

استفاده زیاد از شامپو موجب موخوره می ‏شود

با موخوره چه كنیم ؟

موخوره و درمان آن

7 دشمن مو

مکمل ویتامین و املاح برای جلوگیری از ریزش مو

مراحل رشد مو

5 علت ریزش موی خانم ها

با کم ‌پشتی موها چه کنیم؟

چه عواملی باعث ریزش مو می شوند؟

ریزش موی سر در آقایان

ریزش موی سر در خانم ها

غذاهای مناسب برای رشد مو

انواع دردسر‌های موی سر

مو و علل ریزش و درمان آن

بخش تغذیه و سلامت تبیان

 

   


قلمرو ارواح خبیثه

دوشنبه 3 اسفند 1388 نویسنده: نویسندگان |

قلمرو ارواح خبیثه

                              نگاهی به فیلم «فعالیت های فرا طبیعی»

 

تصور کنید در جای تاریکی نشسته اید و ناگهان موجودی ناشناخته به شما حمله می کند. چه حالی به شما دست می دهد؟ از خودتان دفاع می کنید و یا فرار را بر قرار ترجیح می دهید؟ بعضی دلشان لک می زند برای خطر کردن و لا اقل یک دل سیر ترسیدن، انگار از امنیتی که دارند ناراضی هستند پس به سراغ فیلم های ترسناک می روند .

 راز پیدا شدن فیلم های ژانر (horror) روبرو شدن بیننده با وحشت مرگ و لذت بقا است و کنجکاوی بشر نسبت به خطرهایی ناشناخته که مثل تیرهای غیب هجوم می آورند و بعد، رد پایی از خودشان به جا نمی گذارند. سینما نشان داده که می تواند بخشی از این کنجکاوی را ارضا و اقناع کند. شاید برای کشف لذت وحشت بد نباشد فیلم «paranormal activity» را هم تجربه کرد؛

پخش تیزر  «فعالیت های فرا طبیعی» از تلویزیون ایتالیا، این کشور را به هم ریخت و بسیاری را روانه بیمارستان کرد. به دنبال درج این خبر در تبیان و درخواست عده ای از کاربران محترم اکنون خلاصه داستان و نقد فیلم پیش روی شماست.

 

زوج جوانی در خانه ای دوبلکس و نسبتا بزرگ زندگی می کنند. زن خانه ( کیت) مدام احساس ناراحتی و نا امنی دارد و تصور می کند چیزی او را تعقیب می کند. مرد برای آرام شدن کیت روشی واقع گرایانه را در پیش می گیرد؛ (میکا) با تهیه کردن تجهیزات فیلم برداری از تمامی اوقات زندگیشان تصویر برداری می کند تا با ضبط و نمایش این تصویرها به همسرش اثبات کند، دچار وهم و خیال شده، بنا براین تمام لحظات فیلم از ویزور دوربین میکا دیده می شود. کیت که منشا این مزاحمت های ناپیدا را واقعی می داند با روش میکا مخالف است و کار او را نوعی توهین به خودش می پندارد اما مرد به ضبط صدا و تصویر از لحظات عادی (و خسته کننده برای بیننده) ادامه می دهد. کیت با یک کشیش تماس می گیرد و او را به خانه دعوت می کند، کشیش از حضور در خانه کیت و میکا اظهار ناراحتی کرده و شماره تلفن دوستی را می دهد که کلید حل مشکل در دست اوست. تماس کیت و میکا بی نتیجه است و آن دو با خبر می شوند که فرد جن گیر از کشور خارج شده و حالا حالاها به کشور باز نخواهد گشت. این در حالی است که میکا همچنان با شوخ طبعی و بازیگوشی به ضبط صدا و تصویر ادامه می دهد.

وحشت کیت تشدید می شود به طوری که هر چیز طبیعی مثل یک عنکبوت کوچک در توالت هم شرایط روحیش را ملتهب می کند اما مرد خانه همچنان حمایتش را از کیت دریغ نمی کند.

 

 در مستند های جعلی دوربین همیشه مزاحم است و حضور دوربین و گروه فیلم برداری با اتفاقی بودن و واقعی بودن رویداد در تناقض است بنا بر این باید حضور دوربین را به نوعی توجیه کرد.

میکا که لحظات شب را هم با دوربینش ثبت می کند در یکی از تصاویر می بیند که در اتاق بازو بسته می شود. مرد هنوز  خطر را باور نکرده و خیال ماجراجویی دارد اما فشار عصبی وارد شده بر کیت او را به این فکر می اندازد که خانه را ترک کنند. تلاش میکا برای راضی کردن زن بی فایده است و کیت از خانه تکان نمی خورد.

در حالی که هنوز دخالت نیروهای اهریمنی در این ماجرا برای میکا قابل قبول نیست او به مطلبی در اینترنت دست پیدا می کند؛ در اخبار بعضی سایت های اینترنتی از دختری یاد شده که مدتی دچار همین اوهام می شود و در نهایت از یک جن گیر درخواست کمک می کند اما با ورود جن گیر به ماجرا حملات تشدید می شود و نیروهای غیر طبیعی دختر را به جنون می کشانند و به کشتن می دهند.

مرد جوان با خواندن مطالب آن سایت تصمیم می گیرد برای حمایت از همسرش شخصا دست به کار بشود و  ... .

 

 

فیلم پارانورمال اکتیویتی یا «فعالیت های فراطبیعی» اثری داستانی است که در آن ادعا می شود بر اساس زندگی دو قربانی به همین نام ها (میکا و کیت) ساخته شده است.

  «فعالیت های فراطبیعی» به کارگردانی Oren Peli فیلمی کم هزینه است که با 15000 دلار تولید و به شیوه مستند طراحی شده است و در رده آثار مستند جعلی قرار می گیرد؛ در مستند جعلی ها  وانمود می شود که فیلم در صحنه حادثه ضبط شده و کاملا واقعی است.

قبلا در این ژانر سینمایی فیلم هایی مثل «مرگ رییس جمهور» ساخته شده بود. این فیلم  بریتانیایی (ساخته گابریل رینج) درباره ترور جورج بوش است که در سال 2007 اکران پر سر و صدایی داشت و حتی ساکنان کاخ سفید را هم وادار به اعتراض کرد.

 اثر دیگری که درژانر (HORROR)  و به صورت مستند جعلی ساخته شد (REC)  بود. (REC)  داستان دختری است که به عنوان یک گزارشگر تلویزیونی به همراه گروه آتش نشان به محل حادثه می رود اما با حوادث مرگباری مواجه می شود.

فیلم (REC) مثل «فعالیت های فراطبیعی» از دریچه دوربین روایت می شود و به حضور دوربین توجه می شود، بازیگران دیالوگ ها را در مقابل همین دوربین ادا می کنند. البته این تکنیک دچار نوعی تناقض می شود. در مستند های جعلی دوربین همیشه مزاحم است و حضور دوربین و گروه فیلم برداری با اتفاقی بودن و واقعی بودن رویداد در تناقض است و بنابر این باید حضور دوربین را به نوعی توجیه کرد.

 در«فعالیت های فراطبیعی» تمهید دراماتیک جالبی سبب شده تا تمام فیلم با دوربین میکا ضبط شود؛ میکا اصرار دارد با ثبت لحظه ها همسرش را قانع کند که همه چیز عادی است و هیچ چیز غیر طبیعی او را تهدید نمی کند. به این ترتیب دوربین فیلم برداری اجازه پیدا می کند تا در همه شرایط در نزدیک حادثه حضور داشته باشد و در شرایطی که کاراکترها به کام مرگ فرو می روند بازهم دوربین روشن است تا پلیس از طریق فیلم های ضبط شده به حقیقت ماجرا دست پیدا کند.

از نکات دیگر «فعالیت های فراطبیعی» باید به حذف موسیقی از فیلم اشاره کرد. این فیلم در تیتراژ از موسیقی استفاده نمی کند و موسیقی صحنه هم در آن چندان جایی ندارد، برای اثری که می خواهد فاصله اش تا واقعیت به حد اقل برسد این انتخاب کاملا منطقی و ضروری است. به عبارتی این فیلم شبیه یک زندگی کاملا عادی است و حتی ریتم کند تدوین، تماشاگر را درست مثل میکا و کیت که تعطیلاتشان را در خانه می گذرانند بی حوصله و کسل می کند. فیلم برداری روی دست و حرکت های تکانشی و گردش های ناگهانی دوربین که عادت تصویربرداران مبتدی است در ردیف کارهایی است که به بیننده اثبات می کند؛ این تصویربرداری کاری آماتور، تصادفی و بدون برنامه ریزی و دکوپاژ قبلی است و داستان باور پذیرتر می شود.

آن چه که در مستندهای جعلی باعث باور پذیری بیشتر فیلم می شود این است که باید فیلم، مستند به واقعیت باشند؛ به این ترتیب است که فیلم به مدارک پلیس و حضور پلیس در پایان ماجرا اشاره می کند و در پایان، فیلم با نمایش عکس قربانیان واقعی به پایان می رسد.


نویسنده: لقمان یدالهی - تبیان

 

   


هيات اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران به رياست رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران طي روزهاي 12 تا 15 بهمن‌ماه سال جاري به مسكو سفر كرد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در اين سفر ملاقات‌هاي متعددي با...

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic